نگاهی به فیلم جزیره شاتر ( مارتین اسکورسیزی )

 جدید: این هم به مناسبت تولد چارلی چاپلین عزیز با تشکر فراوان از مهرشاد پارسا ( پسر خاله عزیز )

http://www.gigasize.com/get.php?d=mhsvmkkocfd

 

یادداشت در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

چارلی چاپلین

 

 

تولدت مبارک ....

به افتخار فوتبال ...

 

بازی های این چند هفته لیگ قهرمانان سبب شد تا این پست رو اختصاص بدم به فوتبال ( ورزشی که همیشه دوستش دارم )

۱- ارسنال - بارسلونا ( بازی اول )

ان قدر بارسلونا مسلط بازی کرد که از همان دقایق اول مطمئن بودم کاری از توپچی ها بر نخواهد امد ُ بدون اغراق خوش شانس بودیم که بدون گل به رختکن رفتیم ولی خیلی زود تسلیم شدیم .

اما این جا بحث غیرت و جنگدگی ارسنالی ها بود ، ارسنال در بدترین شرایط بازی ۲ بر صفر باخته را به تساوی کشاند تا بار دیگر ارسن ونگر این مربی صاحب سبک را تحسین کنیم . ولی بعد از مصدومیت ها قبول این نکته که ارسنال در نیو کمپ کاری از دستش بر می اید بسیار سخت بود و ما در همان امارات تسلیم بارسا شدیم .ولی ابرومندانه ...

۲- منچستر - بایرن ( بازی دوم )

 اوج هیجان در فوتبال و عظمت ان را می شد در این بازی دید ، چه کسی فکر می کرد منچستری که در 30 دقیقه 3 گل زده از بایرن شکست بخورد . ولی من حتی وقتی گل سوم را منچستر زد هنوز امیدوارم بودم نمایش قدرتمندانه بایرن در نیمه دوم باعث شد که به این تیم امیدوار شده و به بازیکن هایش ایمان بیاوریم . 

پیروزی تلخ منچستر مطمئنا تا سال ها از یاد هواداران این تیم پاک نخواهد شد . 

 

۳- ارسنال - بارسلونا ( بازی دوم )

نمایش شگفت اور مسی ... بهترین توضیح را ارسن ونگر داد : مسی مثل بازیکن های پلیستشن بازی می کند ...

ارسنال هیچ حرفی برای گفتن نداشت چون واقعا زورش نمی رسد ... همین ...

 

باشگاه مشت زنی ....

این ریویو نوشته برادر عزیزم حسام حبیبی است که افتخار داده و این یادداشت رو داده برای من، کلا با سبک نوشتش خیلی حال می کنم و خوشحالم که این فیلم از فیلم های محبوبشه ...

این یادداشت رو در ادامه مطلب بخونید .

 

ادامه نوشته

هیچ + چند موضوع تازه ...

 

۱- این پوستر طهران تهران خیلی شاهکاره مثل خود فیلم ... به زودی دربارش می نویسم ...

۲- دیروز وبلاگ یک ساله شد ...

این یک سال با تمام سال هایی که بیهوده گذراندم فرق داشت لااقل برای خودم فرق داشت از پیدا کردن کلی دوست تازه تا یادگرفتن کلی مطالب ... امسال سال مهمی بود که به لطف این وبلاگ و خواننده هاش برای من رقم خورد .

راستی تا یادم نرفته برای بازی امشب ارسنال و بارسلونا شرط بندی هم می کنیم ( البته از نوع حلال ) ...

۳- نقد من بر فیلم هیچ رو می تونید در ادامه مطلب بخوانید .

 

ادامه نوشته

زندگی دیگران ...

 امتیاز من : ۹

گئرد وایسلر (با کد شناسائی: HGW XX/7)، بازجوی ارشد اشتازی، پلیس امنیت جمهوری دمکراتیک آلمان و یکی از باورمندان به حکومت سوسیالیستی آلمان شرقی است. وی مأمور زیر نظر گرفتن زندگی گئورگ دریمن یک کارگردان تئاتر می‌شود که مقامات ارشد نیروی امنیتی، به توصیه وزیر فرهنگ و هنر آلمان شرقی، در پی یافتن بهانه‌ای برای ایجاد محدودیت و خانه‌نشین کردن وی هستند. آنها ماموریت یافتن مدرکی مبتنی بر «ناهنجاری» گئورگ دریمن را به گئرد وایسلر، بازجوی ارشد پلیس امنیتی اشتازی محول می‌کنند.


مهم ترین حرفی که بعد پایان فیلم می توانستم بزنم سکوت بود .

سکوتی برای تک تک شخصیت های فیلم برای بازجو وایسلر که تنها به زندگی اش ادامه داد و به پخش کردن روزنامه ها مشغول بود .

برای دریمن که زنش را از دست داده بود و حالا تنها به کارش ادامه می داد .

فیلمی درباره قدرت عشق که در ان بازجو هم رسوخ کرده بود ، در ان کارگردان که حتی با وجود شکی که به زنش داشت باز هم به او اعتماد کرد .


کودک : تو واقعا برای اژانس امنیت ملی کار می کنی ؟

بازجو ( وایسلر ) : می دونی دلیل تاسیس اژانس امنیت ملی چیه ؟

کودک : بله ان ها ادم های بدی هستند که پدر من رو گرفتند .

بازجو : واقعا ؟ ... اسم ؟؟

کودک : اسم چی ؟

بازجو : توپت ... اسم توپت چیه ؟؟

کودک : تو عجیب و غریب هستی چرا ادم ها باید رو توپ هاشون اسم بذارن ؟


 

پی نوشت : امروز تولد تارانتینوی کبیر است ، به همه تارانتینو دوستان و علاقه مندان به سینمای او این روز را تبریک می گم ... به امید دیدن فیلم وسترنی که داره تازه می سازه ...

 


پی نوشت ۲: مدتی قبل داستان کوتاهی نوشتم که فضا و اتمسفر حاکم بر اون رو خیلی دوست داشتم و حالا بعد از مدت ها در کافه داستان منتشر شده . این داستان رو می تونید در  این جا  بخوانید .