خالق لحظه های ناب زندگی 



لی در لنکشایر انگلستان به دنیا آمد، پدرش در یک منطقه کارگری نزدیک منچستر طبابت مي‌‌‌کرد. در یک خانواده مهاجر یهودی بزرگ شد (فامیلی اصلی خانواده لیبرمن بود که پیش از تولد مایک به لی تغییر یافت.) پس از آموزش‌های اولیه در RADA لی به منظور فراگیری مهارت‌های مربوط به کارگردانی به مدرسه نمایش پانزده شرقی رفت و همانجا با الیسون استدمن آشنا شد که بعد‌ها منجر به ازدواج‌شان با یکدیگر شد. در دهه 60 وی موفق به دریافت بورس تحصیلی برای تحصیل در آکادمي‌‌‌سلطنتی هنرهای دراماتیک شد. بعدتر به مدرسه صنعت و هنر کمبرول، مدرسه مرکزی طراحی و هنر، مدرسه فیلم لندن نیز رفت. در سال‌های آغازین دهه 60 چند نقش کوچک در فیلم‌های انگلیسی بازی کرد و نیز در بعضی قسمت‌های سریال تلویزیونی مایگرت در تلویزیون بی بی سی.
 در سال 1988 آرزوهای بزرگ را درباره یک خانواده کارگری از هم گسیخته ساخت که در خانه‌ای اشتراکی زیر یک پل قدیمي‌‌‌‌‌‌زندگی مي‌‌‌کردند. فیلم‌های بعدی او مانند برهنه و ورادریک را مي‌‌‌توان خشن‌تر، وحشی‌تر و با تمرکز بیشتر بر قشر کارگری نامید. سپس فیلم الکی خوش را ساخت و حالا اخرین فیلمش یعنی سالی دیگر بحث اصلی این مقاله است . 
مایک لی در کنار کن لوچ مطرح ترین فیلمسازان انگلستان هستند . 
مایک لی رئالیستی است که درام را در بطن لحظاتش وارد می سازد ، و این به این موضوع بر می گردد که او یک نمایشنامه نویس بوده است ، لی در شیوه فیلم سازی اش تکنیک های خاص خود را ایجاد می کند که هر چند نمونه هایی از این تکنیک ها را پیشتر در برسون و حالا در برادران داردن می بینیم ، اما مایک لی تفاوتی عمده ایجاد می کند و ان این است که ، جزئیات را در داستان وارد می سازد ، یعنی این جزئیات است که داستان را جلو می برد ، رعایت این جزئیات و کوچکترین کنش ها سبب می شود تک تک سکانس های فیلم هایش خود یک نقطه ی اوج باشد ، مثلا نگاه های دوست مادر به پسر در همین فیلم ، نگاه های مادر به دخترانش در فیلم رازها و دروغ ها ، شروع رابطه دوستی دختر با همسایه اشان در فیلم ورا دریک ، همه از تکنیک های لی برای پیشبرد داستان هایش است . یکی دیگر از کارکرد های این موضوع ایت است که بستر سازی مناسبی برای شخصیت پردازی ایجاد می شود ، یعنی داستان به خودی خود امادگی پذیرش شخصیت های متعدد با شخصیت های خاص را دارا می شود نگاه کنید به همین فیلم سالی دیگر ، در دقیقه 80 فیلم ساز یک خانواده کاملا جدید وارد داستان می کند و باز مرگ ان زن برای ما تکان دهنده است ، با این که ما هیچ شناختی به ان ها نداریم . 
در سینمای لی رئالیسم جنبه ی مهم تری از درام را بر عهده دارد ، برای همینم هست که او را خالق زندگی ادم های عادی می نامند ، دغدغه هایشان را نشان می دهد ، خوشی هایشان ، غم هایشان ، همه و هعمه را مطرح می کند و درنهایت الزاما اتفاق خاصی هم نمی افتد ( در اینجا می شود ورا دریک را متمایز کرد ) . فرق مایک لی با کن لوچ از همین جاست که اغاز می شود نگاه کن لوچ بیشتر از لی سیاسی است ، لی بیشتر به دنبال لحظات ناب زندگی می گردد از همین روست که می شود بسیاری از سکانس های فیلم هایش را امپرسیونیستی نامید . البته تاکید می کنم این به معنی نبود درام نیست بلکه مایک لی به درام هم توجه به سازا دارد که پیشتر توضیح داده ام . 
مایک لی با این که سینمایش گاها دردناک است ، لحظات تلخی هم دارد اما به هیچ وجه خالی از امید نیست ، نگاه کنید به پایان رازها و دروغ ها که 2 خواهر در کنار هم می نشینند ، حتی در ورا دریک هم پایانش خالی از امید نیست در سالی دیگر هم می شود رگه های امید را در پایان فیلم در نگاه شخصیت ها جستجو کرد . 
همین جاست که می شود تفاوت مایک لی با اصغر فرهادی را ( ارتباطی بین سینمای این دو وجود دارد ،هر دو به عنوان رئالیست هایی که به درام توجه دارند ) متوجه شد ، فرهادی در سینمایش روزنه های امید را می بندد اما مایک لی امید را در جزئیاتش قرار می دهد . 
مایک لی فیلم سازی با دید سنتی است ، در سینمایش خانواده به عنوان اصلی ترین بستر جامعه معرفی می شود ( البته گاهی دارای ضعف هایی است و گاهی مثل سالی دیگر بسیار مستحکم است ) اما این دلیل نمی شود که اثارش را مدرن تلقی نکنیم ، نگاه کنید به نوع دید مایک لی به زن . در تمام اثارش زن محور اصلی فیلم معرفی می شود ، نبودش به شدت به بستر در خانواده و در نگاه گسترده تر به جامعه لطمه می زند . البته این موضوع مدرن بودن در تعدادی از شخصیت های فیلم هایش هم دیده می شود مثل دختر سفید پوست در فیلم رازها و دروغ ها . 
در سینمای مایک لی به جز فیلم ورا دریک ، بحران وجود ندارد . بحران ، در تک تک لحظات اتفاق می افتد و این خود وجهی است از سینمایش که ان را به اثار سینمای هنری اروپا نزدیک می نماید . 
در انتها مایک لی فیلم سازی است رئالیستی ، با فرمی مختص به خود که درام را به بهترین شکل به پیش می برد . 



سالی دیگر : *** 1/2