گفته هاي ناچيز
آيا برباد ميرود؟امروز در خانه بودم و به دليل سرمايي كه خورده بودم نمي توانستم بيرون بروم و طبق توصيه دكتر استراحت ميكردم و دارو هايم را مي خوردم و به دليل بيحوصلگي سري به مجله هاي نوروزي زدم كه شايد چيز قابل توجهي درون انها بوده باشد و من نخوانده باشم .كه چشمم به مطلب عصاي شكسته پيري افتاد و شروع به خواندن ان كردم و وقتي كه تمام شد اندكي سرم درد مي كرد .
و نمي دانم چرا ياد ان حرف دوستم افتادم كه مي گفت :ديروز تو فلان مجله خوندم كه فلان بازيگر براي فيلم جديدش N تومان پول گرفته.خوش به حالش اگه من جاي اون بودم چيكارا كه نميكردم!
با خودم گفتم كه اگه اين مطلبي كه من الان درباره ي كسي به نام شاپورقريب خواندم را مي خواند باز هم همين حرف را مي زد اگر مي شنيد يك كارگردان اين سينما كه بيست و چند تا فيلم و سريال ساخته الان پول اجاره خانه اش را هم ندارد باز هم دوست داشت كه جاي اين كارگردان باشد.
من اصلا با اين صحبت ها كه چرا فلان بازيگر انقدر براي بازي در يك فيلم پول مي گيرد موافق نيستم اما وقتي مي شنوم كه شاپور قريب (با صرف نظر از كارنامه كاريش كه من هيچ يك از كارهاي او را نديدم) چند سال در پاركينگ يك خانه زندگي ميكرده واقعا ناراحت ميشوم و سوالي در ذهنم پيش مي ايد :سينما كه من اينقدر به ان عشق مي ورزم اين چنين بي رحم است. اين چنين انسان و ارزوا هايش را بر باد مي دهد.(متين)