این یادداشت قبل از این در روزنامه تهران امروز به چاپ رسیده است .

امتیاز من : ۷.۵

جمع و جور اما پر حس و حال

بعد از «ده رقمي» كه يك شكست واقعي در كارنامه اسعديان بود، او اين بار با «طلا و مس» بار ديگر خود را اثبات مي‌كند.

اسعديان با رفتن به سراغ داستاني ساده اما پرمحتوا سعي دارد بدون هيچ گونه شعار يا بزرگ نمايي چالش‌هاي دروني يك طلبه جوان را كه براي ادامه تحصيل به تهران آمده، به تصوير بكشد. طلبه جوان داستان ما ناگهان و بي‌هيچ دليلي در گرداب مشكلات مي‌افتد، زنش به شدت مريض مي‌شود، مسئوليت بچه‌ها روي دوش اوست ولي چيزي كه از همه بيشتر در اين دوران او را آشفته مي‌كند، مشكلات دروني اوست.

مشكلاتي كه او را در يك شك و سرگرداني مي‌اندازد. نكته‌اي كه پيش از اين و براي اولين بار در فيلم «زير نور ماه» هم ديده بوديم. با وجود اين مشكلات اين طلبه جوان بايد ريسمان زندگي‌اش را خود ببافد و آن را سر و سامان دهد و اين جاست كه بافتن آن فرش مي‌تواند استعاره‌اي باشد براي سر و سامان دادن به زندگي‌اش و مي‌بينيم كه با بافتن آن قالي بار ديگر زندگي‌اش بهتر مي‌شود و او خود را پيدا مي‌كند. قصه ساده و پر معناي اسعديان در همين نكات و جزئياتش نهفته است.

پيش از اين مير كريمي هم در فيلم «زير نور ماه» به موضوع مشكلات يك طلبه جوان كه در آستانه كسب لباس بود پرداخت. در آن فيلم هم با موضوعي ساده اما عميق مواجه بوديم كه مي‌توان «زير نور ماه» و «طلا و مس» را از خيلي جهات شبيه هم دانست.

«طلا و مس» از اين جهت فيلم خوبي است كه ادعايي ندارد، پيام اخلاقي و شعار نمي‌دهد فقط داستانش را روايت مي‌كند. داستاني كه تا حد امكان بي‌طرف است و بيننده را به درون زندگي ساده اين طلبه مي‌برد.

«طلا و مس» يك درام خانوادگي است كه درون مايه‌اي مذهبي دارد. اين موضوع بيشترين كاركردش را در پايان فيلم نشان مي‌دهد. زماني كه طلبه جوان به سخنان استادش درباره عشق در زندگي گوش مي‌دهد و اينجاست كه مي‌بينيم اين طلبه اين آموزه‌ها را نه در كلاس درس بلكه در داخل همين زندگي‌ روزمره‌اش مي‌آموزد. زندگي كه بر پايه حجب و حيا تشكيل شده و هرچه مي‌گذرد عمق آن بيشتر مي‌شود كه آن را مي‌توان تلفيقي از زندگي اسلامي ايراني دانست.

يكي ديگر از ويژگي‌هاي فيلمنامه «طلا ومس» اين است كه هر چيزي در سر جاي خود روي مي‌دهد، مثلا فرض كنيد طلبه‌اي جوان كه تازه براي درس به تهران آمده در گرداب اين مشكلات در حال يك آزمون بزرگ است كه مي‌توان فيلم را از اين منظر هم دنبال كرد يعني مبارزه يك طلبه جوان در برابر آزمايش‌هاي خداوند و موفقيت يا عدم‌موفقيت او. اما يكي ديگر از جلوه‌هاي فيلم كه خودنمايي مي‌كند فضاسازي آن است. اسعديان به خوبي يك خانه كوچك اما گرم و صميمي را به وجود آورده كه با حال و هواي شخصيت‌ها و داستانش نيز جور است.

همايون اسعديان سعي كرده در اين فيلم با يك كارگرداني ساده و تصاويري روان مانند فيلمنامه ساده‌اش پرحرفي و بزرگ نمايي نكند.

البته فيلم باز هم گهگاه دچار كليشه‌ها و گل درشتي‌ها مي‌شود. نمونه‌اش را مي‌توان در تصاويري ديد كه از شكوفه‌ها گرفته مي‌شود. يا حضور كم‌تاثير آن سر پرستار در خانه اين طلبه فقط براي يك آزمون و خطا و همين نكات ريز و گاه به گاه ‌‌گل درشت است كه اين فيلم را از اثري بسيار خوب دور مي‌كند. ولي فيلم بيشترين لطمه‌اش را از كندي روي دادن حوادث مي‌خورد كه باعث خستگي تماشاگر نيز مي‌‌شود.

يكي ديگر از نكات منفي فيلم آن است كه تصاويري كه از خلوت و شيوه زندگي روحاني جوان مي‌بينيم به‌رغم صميميت كمي غير قابل باور است و بيننده نمي‌تواند آن را باور كند. يعني قبول اين همه آرامش و صبوري و اعتقاد از طلبه جوان به‌رغم آنكه مي‌تواند درست باشد ولي تو ذوق مي‌زند.

يك فيلم مي‌تواند با داشتن يك گروه بازيگري خوب در جايگاه خوبي قرار گيرد. در اين فيلم هم تا حدودي شاهد بازي‌هاي خوبي هستيم.

زوج جوان فيلم با بازي نگار جواهريان و بهروز شعيبي به خوبي با فضاي فيلم هماهنگ شده‌اند. مخصوصا نگار جواهريان كه بايد كم كم او را به عنوان پديده‌اي در امر بازيگري قبول كرد، در اينجا هم نقش يك دختر شهرستاني را به روان‌ترين شكل ممكن ايفا مي‌كند و به قدري بر بازي‌اش مسلط است كه در برخي سكانس‌ها كه شاهد افت ريتم هستيم، بازي او آن را جبران مي‌كند. اما بهروز شعيبي با وجودي كه به نظر از پس فيلم برآمده است ولي در جاي جاي فيلم به قدري آرام و خون سرد ايفاي نقش مي‌كند كه با نقشش به عنوان يك طلبه كه زندگي‌اش را مشكلات برداشته است در تناقض است ولي بازهم بازي خوبي در كنار نگار جواهريان دارد.

يكي ديگر از مشكلات گروه بازيگري، حضور مهران رجبي است كه تا كنون بارها در نقش يك روحاني بازي كرده است و حضورش در فيلم بيشتر جنبه طنز ايجاد كرده است و نمي‌تواند با فضاي فيلم جور باشد.

در اينجا بايد اشاره كرد «طلا و مس» داستان خودش را دارد. يعني قرار نيست صرفا به خاطر دست گذاشتن روي روحانيت، آن‌ها را به چالش بكشد وبا شوخي با خط قرمز‌ها براي خود هوادار جمع كند. بلكه داراي يك داستان عاشقانه است كه فقط شخصيت اصلي آن يك روحاني جوان است براي همين «طلا و مس» را مي‌توان يك اثر شريف دانست.

با توجه به داستان سر راست و روان آن و موضوع عاشقانه‌اي كه در فيلم نهفته است مي‌توان انتظار داشت كه اين فيلم همان طور كه مورد توجه منتقدان قرار گرفت مورد توجه مردم نيز قرار گيرد.

در پايان اگر بخواهيم «طلا و مس» را در يك جمله خلاصه كنيم بايد بگوييم اثري جمع و جور ولي سرشار از احساسات كه شايستگي‌هاي خاص خود را داراست.