نگاهی به فیلم یک مرد جدی / کنجکاوی کوئن ها در دین ...
این مطلب قبل از این در نشریه ادم برفی ها و روزنامه بانی فیلم به چاپ رسیده است .
امتیاز من : ۸
یک مرد جدی به عنوان یکی دیگر از آثار مستقل کوئن ها ، کنجکاوی اندر باب دین و ایمان است و این پرسشی است که کوئن ها همواره در ذهن خود داشته اند و حالا آن را به تصویر میکشند .
یک مرد جدی داستان فیزیکدانی است به نام لری که در دنیایی زندگی میکند که هیچ منطقی در آن وجود ندارد، دنیایی که فیزیک معنا و مفهومش را از دست میدهد و جایش را تقدیر و عدم قطعیت میگیرد ، لری به عنوان یک استاد فیزیک دنبال آن است که برای هر پدیدهای دلیل پیدا کند و چون انسان مذهبی است برای یافتن این دلیلها به خاخام ها مراجعه می کند ولی هیچ کدام به او پاسخی نمیدهند .
فیلم روایتی است موازی از لری و پسرش دنی. دنی به عنوان یک نوجوان به هیچ وجه در قید و بند دین یهود نیست و نمی تواند محدودیتهایش را تحمل کند در سر کلاس عبری موسیقی راک گوش میکند که میتواند تصویری باشد از کودکی خود کوئن ها. در ابتدای فیلم و انتهای فیلم این روایت موازی خیلی بیشتر و واضح تر خود را نشان میدهد .
فضای فیلم مربوط به دهه ۶۰ میلادی است یعنی دوره ای که خود کوئن ها در آن بزرگ شده اند و شاید شخصیت های موجود در فیلم ما به ازاء خارجی داشتهاند و کوئن ها برای این فیلم به گذشته خود رجوع کرده اند.
درون مایه اصلی فیلم را اعتقاد به خدا تشکیل میدهد ، اعتقادی که باعث شده است لری در سخترین شرایط هم ایمانش را از دست ندهد . اگر موشکافانه تر بنگریم کوئن ها داستان حضرت ایوب را در دوران جدید خلق کرده اند کاری که در ای برادر کجایی هم برای هومر صورت گرفته بود. لری را می توان ایوب زمان دانست که نمی داند به کدامین گناه توسط خدا مجازات میشود و مدام به دنبال پاسخی برای این سوال است، همان گونه که ایوب هم این جست و جو را انجام داده بود ولی به پاسخی نرسید. مولفههای فیلمهای کوئنها را میتوان به خوبی در جای جای فیلم، در کمدی موجود در فیلم و به خصوص شخصیت لری ( فردی که خیلی راحت مشکلات را میپذیرد ) جستجو کرد. این جاست که جمله ابتدایی فیلم به خوبی معنا پیدا میکند .
مانند داستان حضرت ایوب در این فیلم نیز شاهد هستیم به یک باره مشکلات لری حل میشود و زندگی اش سر و سامان مییابد اما چاشنی که کوئن ها به آن افزوده اند اصل عدم قطعیت یا گربه شرودینگر است که خود ما هم در ابتدای فیلم که نمی دانیم ان خاخام یهودی مرده است یا زنده ؟ و یا آن تلفن انتهای فیلم که نمیدانیم آیا قرار است بلایی دیگر بر سر لری نازل شود یا خیر ؟ هنر کوئن ها درآقرینش همین تردیدها است.
با تامل بیشتر در فیلم میتوان شک کرد که خانواده ای که در ابتدای فیلم باعث کشته شدن آن خاخام شده اند اجداد لری هستند و از این رو او اکنون در حال دادن تقاص است .
در این فیلم مطابق عادت کوئن ها با یک روایت کاملا مدرن طرفیم یعنی فیلم در نقطه اوجش که باید گره گشایی صورت گیرد و پاسخ سوال ها داده شود به پایان میرسد کاری که در اکثر کارهای کوئن ها دیده ایم . البته این پایان فیلم را هم میشود به گونه ای به حرف خاخام دوم نیز نسبت داد که می گوید : ( چه اهمیتی دارد ؟) این جاست که کوئن ها نیز به این نتیجه میرسند که واقعا چه اهمیتی دارد چه اتفاقاتی قرار است برای لری بیفتد. گرد باد پایان فیلم را نیز می توان باز هم اشاراتی به داستان حضرت ایوب دانست .
یکی از دیگر از نکات جالب فیلم استفاده درست از تک تک عناصر فیلم نامه است مثلا آرتور برادر لری شخصیتی است که تمام مدت در حال تخلیه مجاری اش است و به نظر تاثیری در داستان ندارد ولی در سکانسی که با همان لباس های خواب به خیابان می زند و تاکید می کند ما همه آشغال هستیم هم وجود خود و هم وجود آن دستگاه را معنی میبخشد گویی انسان ها موجودات بی ارزشی هستند که حتی از آن موادی که از ان لوله نیز خارج می شود پست ترند .
کوئن ها به چنان دانش و درکی از سینما رسیده اند که هر آنچه را در ذهن دارند میتوانند آن گونه که میخواهند به تصویر بکشند و این آخرین اثر آنها محصول کنجکاوی آن ها در باب ایمان و اعتقاد است…