|
درباره سینما
|
مراقب باشید این جا جزیره شاتر است ...
این یادداشت پیش از این در ادم برفی ها و روزنامه تهران امروز منتشر شده است .
امتیاز من : ۸.۵
ماشین به راه میافتد ، درها باز میشود ، انسان ها سلام میکنند ، ساختمانهای خود نمایی میکنند و فانوس دیده میشود به جزیره شاتر خوش آمدید.
از ۲ منظر فیلم نامه و کارگردانی به آخرین ساخته اسکورسیزی مینگریم .
۱- فیلم نامه
فیلمنامه جزیره شاتر مهمترین نکته قوت این فیلم است فیلمنامه ای که بر اساس تصورات و شبیه سازی ها شکل میگیرد و در بستر آن داستانهایی از یک کینه قدیمی و عشق روایت میشود . با توجه به این موضوع فیلم نامه جزیره شاتر را میتواند نمونه ای کلاسیک دانست، فیلمی که میتوان آن را به ۳ قسمت ۴۰ دقیقه ای تقسیم کرد :
الف : ۴۰ دقیقه آغازین :
فیلم خیلی سریع تر از چیزی که فکر میکنیم آغاز میشود و بدون هیچگونه تصوری تماشاگر را به داخل جزیره شاتر میبرد و اولین جرقه فیلم با اشکار شدن شخصیت ها میخورد . موضوع گم شدن زنی به نام راشل خط اصلی داستان میشود ولی با تصویر های مبهمی از خیالات تدی ( دی کاپریو ) زمینه چینیها برای ورود به قسمت میانی اغاز میشود. همچنین اولین شوک داستان هم در انتهای همین قسمت ابتدایی به بیننده وارد می شود. ( مانند همه فیلم نامه های کلاسیک ).
ب: ۴۰ دقیقه میانی :
با خوابهای دی کاپریو شخصیت های تازه و داستان های تازه خودشان را نمایان میکنند . علت مرگ همسر دی کاپریو، علت آمدن او به این ماموریت و آشکارسازیهایی از عشق او و پیوند داستان با وقایع جنگ جهانی دوم مهم ترین حوادث قسمت دوم فیلمنامه است در این قسمت شاهد ضرباهنگی بسیار تند هستیم و باز هم در انتهای این قسمت شاهد شوک دیگری هستیم که بستر را برای پایان فیلم مهیا میسازد.
ج : ۴۰ دقیقه پایانی :
مهمترین قسمت این فیلم نامه ( بنا به سبک آن ) همین پایان فیلم است، بسیار بودهاند فیلم هایی که به علت نداشتن یک پایان خوب ضربههای سنگینی خورده اند ولی همین موضوع در این فیلم تبدیل میشود به یکی دیگر از نقاط قوت ان ، یک شوک دیگر .
با زمینه چینی هایی که در ۲ قسمت قبل انجام شده بود وقوع چنین پایانی برای این فیلم خیلی غیر قابل تصور بود و البته به بهترین شکل نیز انجام شد .
با نگاهی به اشارات انجام شده به فیلم نامه متوجه خواهیم شد ، با یک فیلم نامه منسجم و البته متکی به سبک طرف هستیم . ولی برای تبدیل شدن این فیلم به اثری زیبا کارگردانی هم بسیار مهم است .
۲- کارگردانی :
دومین نکته قوت فیلم نیز همین کارگردانی است که به فیلم نامه کمک میکند تا تمام فضاها و شخصیتها به خوبی شکل بگیرند .
یکی از ویزگیهای سینمای وحشت فضا سازی آن است . در این فیلم با مکانی به نام جزیره شاتر طرف هستیم ، جزیره ای که با طوفانهایش ، درختهایش و کوههایش به بینند ترس و وحشت را منتقل میکند . اسکورسیزی به خوبی موفق شده این پتانسیل موجود در این فضا را استفاده کند و آن را به خدمت فیلم در اورد کاری که در بهترین های این سبک مثل درخشش ( کوبریک ) و روانی ( هیچکاک ) هم دیده ایم .
جزیره شاتر کاملا وفادار به ژانر است. همه ی مولفه های یک فیلم ترسناک در آن دیده میشود. علاوه بر عناصر طبیعی داستان، اسکورسیزی به طور فوق العاده ای ترس و اضطراب را در فضاهای داخلی داستان قرار داده است، دیوارها با بیننده حرف میزنند، نور موجود در صحنه به همین شکل و از همه مهم تر چیدمان صحنه و موسیقی فیلم که در بطن ماجرا قرار میگیرد و دل ها را میلرزاند .
گروه بازیگران هم خیلی خوب و یک دست بازی می نند مخصوصا دی کاپریو که در چشمانش هم خشم هم ترس و هم راز و رمز هایی نهفته است .
حس تعلیق موجود در سرتاسر فیلم خود هیجان فیلم را بالا میبرد این حس تعلیق حتی تا پایان فیلم هم در آن دیده میشود و این موضوع خود یکی از دلایلی است که بسیاری از فیلمهای ترسناک هیچ گاه موفق نمی شوند ولی در این جا به خوبی این نکته رعایت شده است.
در پایان جزیره شاتر دروازه هایی را برای بیننده میگشاید که او را به داخل یک داستان جذاب و ترسناک پرتاب میکند و باید گفت : به دنیای شاتر خوش آمدید.